سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )

9

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )

يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً « 1 » رفتار مىنمايم چه خوش سرآيد اديب پارسى حاشا كه جواب تلخ هر كس گويم * يك بد شنوم از كس و واكس گويم اين نيست بد من كه بدم گويد كس * اينست بد من كه بد كس گويم آنچه اكنون ميتوانم پيش‌بينى كنم گذشته از عيب‌جوئيهاى مردمان حسود و عنود از سه جهة ممكن است مورد اعتراض و ايراد و آماج تيرهاى ملامت قرار گيرم . اعتراض اهل ادب و جواب به آنها 1 - نخست اعتراضى است كه فضلاء و اهل ادب بظواهر عبارات و معانى عاليه اين كتاب خواهند نمود كه چرا اين كتاب از مضامين بكر ادبى و معانى بلند فلسفى و علمى و سجع و قافيه بر كنار مىباشد . در پاسخ ميگويم : قبلا تذكر دادم كه داعى در تمام عمر هيچ‌گاه قصد خودنمائى نداشتم بلكه از روى واقع آن ذره كه در حساب نايد من هستم . ثانيا عقيدهء داعى اينست كه گوينده و نويسنده يا بايد رسما در مجالس درس و بحث فضلاء صحبت كند و براى آنها بنويسد يا براى عموم و طبقهء متوسط . بديهى است در اين قبيل موضوعات فضلاء و اهل علم و فلسفه كتابهاى بسيار نوشته‌اند تكرار و تحرير نظير آنها براى فضلاء و طبقهء خواص زيره بكرمان بردن است كحامل التمر الى هجر و داعى مسودة الى النضال ولى براى عموم و طبقه متوسط كه هميشه اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند گفتن و نوشتن مطالب علمى و فلسفى به كلى غلط و بىفايده و موجب تضييع عمر آنها است بايستى مطالب عاليه با بيانى ساده اداء شود . ثانيا محرّك داعى در اقدام به اين كار آن نبوده است كه قلم بدست گرفته و با ابتكار قوهء فكريّه و علميّه كتاب جالبى تحويل جامعه بدهم بلكه چون باب مناظرات باز و مطالب عاليه‌اى با زبان ساده اداء شد و در دفاتر و جرايد و مجلات ثبت شده بود مقتضى

--> ( 1 ) بندگان خاص خداى رحمن كسانى هستند كه در روى زمين ره بتواضع و فروتنى روند و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب و عتابى كنند با سلامت نفس و شيرين‌زبانى پاسخ گويند آيهء 64 سوره 25 ( الفرقان ) .